گفت و گو : جریان شناسی معنویت های نوظهور
30 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : کیهان فرهنگی ) مرداد و شهریور 1390 - شماره های 296 و 297 (6 صفحه - از 28 تا 33)
تعداد شرکت کننده : 0

گفت‌وگوجریان‌شناسی معنویت‌های نوظهور

در گفت‌وگو با حجت الاسلام و المسلمینحمید رضا مظاهری سیف مطرح شد

محمد امیر خوش‌صحبتان

بحثی که از آن با عنوان عرفان‌های جدید،یا معنویت‌های نوظهور یاد می‌شود در چند سال اخیر مباحث بسیاری را پیرامونخود به وجود آورده،به طوری که رفته‌رفته این موضوع به مساله فکری دارای پایگاه اجتماعی تبدیل شده است.در همین راستابا حجت الاسلام و المسلمین حمید رضا مظاهری سیف،نویسنده کتاب«جریان‌شناسی انتقادی عرفان‌های نوظهور»به گفت‌وگونشستیم تا ابعاد و گستره فکری این نوع عرفان‌های نوظهور را مورد بررسی و واکاری بیشتری قرار دهیم.اینک متن گفت‌وگواز نظرتان می‌گذرد.

کیهان فرهنگی:با توجه به بحث‌های مطرح شدهدرباره معنویت‌های نوظهور و تبعات مربوط به آن،بهنظر می‌رسد در وهله اول نیاز به تعریفی از این پدیدهضروری باشد.در این رابطه،آیا می‌توان تعریفی از اینپدیده ارائه کرد یا خیر؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:تعریف عرفان‌های نوظهور کارساده‌ای نیست به طور خلاصه می‌توانم بگویم که نتیجه تأملات انجامشده و تحقیق و پژوهش‌های بررسی شده جریان‌ها،ایده‌ها و افکاریکه به منظور پاسخگویی به نیازهای معنوی انسان می‌آیند،متکی بهمنابع درست دینی نیستند.منابع معتبر معرفتی-معنوی ندارند.حالا یااساسا منبع ندارند،مثل بعضی از جریان‌های عرفانی سرخپوستی و یاعرفان‌های بودایی،اینها منبع وحیانی ندارند.یا این‌که،این منبعشانمغشوش است،مثل جنبش‌های معنوی و عرفانی کهاز دل مسیحیت و یهودیت بیرون آمده،یا این‌که،اگر هم به منبع درستی می‌خواهند تکیه کنند شیوهاستفاده و بهره‌برداریشان خراب است،یعنی روش وابزار استفاده از منابع فاسد است.یک سری جریاناتعرفانی که فکر می‌کنند از قرآن استفاده می‌کنند ولیدر عمل شیوه بهره‌برداری،به گونه‌ای است که قرآنرا تحریف معنوی می‌کنند و بسیاری از عرفان‌ها وجنبش‌های معنوی که در فضای تفکر اسلامی الآنبه وجود آمده و در جامعه ما شکل می‌گیرد با اینمشکل مواجهند یعنی منبع را دارند،اما نمی‌توانند بهآن تکیه کرده،و از آن درست استفاده کنند،روششاناشکال دارد این مبه طور خلاصه چارچوبی است درمورد عرفان‌های نوظهور.

کیهان فرهنگی:بخشی که فرمودید درباره منبع بود.حال در این منبع،روش برداشت از آنچه تأثیری در رویکردهای عرفانی خواهد داشت؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:اگر منبع درست باشد،بحثروش مطرح می‌شود.

روش اجزاء مختلفی دارد.در روش استفاده از منابع دینی،عناصرمتعددی هست که در بعضی از این جریان‌ها تعدادی از این عناصراشکال دارد و در بعضی همه‌شان اشکال دارد.روش،شامل عناصریاست.اول این‌که خود باید زبان منبع را بلد باشد و بتواند ارتباط برقرارکند.این خیلی طبیعی است.من اگر بخواهم بروم سراغ یک منبعانگلیسی،بدون این‌که انگلیسی بلد باشم قاعدتا نمی‌توانم درستاستفاده کنم.دوم این‌که،با روح و محتوای منبع،انس داشته باشد.ممکن است شما یک جمله‌ای از اینها بشنوید بعدبگویید این مظاهری که من می‌شناسم این رانمی‌گوید.حتما یک جای دیگر یک حرف دیگرزده است شما آن را نمی‌بینید هردو در کنار هماین معنی را می‌دهد،یا قبلا یک چیز دیگری گفتهبوده است،این در کنار آن معنی‌اش کامل می‌شود.این‌که ما هویت منابع دینی،قرآن و احادیث رابشناسیم و بتوانیم ارتباط درست و صحیح برقرارکنیم بعد از آشنایی با زبان منبع مطرح می‌شود مثلاعلامه طباطبایی(ره)می‌فرمودند که مثلا ما 16 هزارحدیث با حذف تکراری‌ها داریم.لکن اگر این 16هزار حدیث را کسی همه‌اش را ندیده باشد نمی‌توانددرست تفسیر کند،باید همه آنها را دیده باشد ویک نگاه کلی داشته باشد در چنین شرایطی می‌تواندبفهمد که مثلا در مورد زکات که چه احادیثی داریم،

29 کیهان فرهنگی , مرداد و شهریور 1390 - شماره های 296 و 297

و به چه نحوی باید برداشت شود،تا به نتیجه مطلوب رسید.لذا اینآشنایی با کل آن منبع و هویت آن منبع هم،موضوعیت دارد.الآن مامی‌بینیم بعضی‌ها از قرآن،تفسیر ارائه می‌دهند و حتی می‌بینیم برخیمدعی رمزگشایی از آیات قرآن هستند،در حالی که آیه را بلد نیستندبخوانند،زیر و زبر آیه،تلفظ آیه و کلمه را غلط می‌خوانند یک کلمه راکلا به آن اضافه می‌کنند یا از آن کم می‌کنند،این حالا می‌آید مدعیمی‌شود که عرفان را دارد از قرآن درمی‌آورد و رمزگشایی می‌کند.اسرارمربوط به متون قرآن را می‌خواهد به ما آموزش دهد.در گام بعدی،مابه بعضی از افراد دیگر برمی‌خوریم که می‌آیند آیات را تقطیع می‌کنند.ما چند هزار آیه در قرآن داریم.اینها سر و ته آیات قرآن را می‌زنند،می‌گذارند کنار هم و بعد شروع می‌کنند از آنها نتیجه‌گیری کردن.و(به تصویر صفحه مراجعه شود)نتایجی می‌گیرند که اصلا قابل اعتماد نیست.بیشتر به شعر می‌ماند.انگار که تخیلی است.یک چیزهایی را به‌هم ربط می‌دهند که درفضای شعر و تخیلات شاعرانه خیلی زیباست ولی اگر این بخواهد بهعنوان معرفت دینی عرضه شود،گمراه‌کننده و فاسد است.

بنابراین،شیوه استفاده از این منبع هم برای خودش به عنوانمرحله مهم است،یعنی بعد از این‌که کسی که زبانقرآن را بلد بود،با روح و پیام و منبع هم آشنا بود ومبانی‌اش را می‌شناخت در مرحله بعدی،بحث شیوهعملی استفاده از قرآن است.در این‌جا علم اصولو روش‌های تفسیر و...در این زمینه به ما کمکمی‌کند که چگونه می‌توان از یک آیه‌ای،ظهورشرا فهمید،احتمالاتش را چگونه می‌توان وارد کرد.در واقع این‌ها همه روش‌مند است.یعنی یکویژگی که اسلام دارد این است.به خاطر وجودیک منبع وحیانی به دور از تحریف،در طول زمانبه روش بسیار متکاملی برای بهره‌برداری از اینمنبع دست پیدا کرده‌ایم.این موضوعی است کهمتأسفانه افرادی که از راه می‌رسند و علاقه‌مندندبا هرقصدی می‌آیند شروع می‌کنند بدون تسلط برروش‌های فهم دین.شروع می‌کنند به تفسیر دین و برداشت‌های متعددی ارائه می‌دهند.بعضا که با آنها صحبت می‌کنیمممکن است خودشان را خیلی هم متدین نشان دهند و طوری وانمودکنند که با این تئوری‌های تکثرگرایی و پلورالیزام دینی مخالف‌اند،امادر عمل دارند طبق همان مبانی حرکت می‌کنند.

کیهان فرهنگی:وجه تمایز این عرفانی که ما الآن بهعنوان عرفان‌های کاذب یا عرفان‌های نوظهور از آننام می‌بریم با عرفان حقیقی که منبعث از آیات قرآن درروایات است،چیست؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:اهل بیت دو ویژگی داشتند.یکی،ولایت سیاسی و اجتماعی‌شان بود که زمام امور مسلمین بعداز رحلت پیامبر بدانها سپرده شد.دومی ولایت علمی و معنویشانبود که هرکس با اینها مواجه می‌شد در جذبهعلم و معنویت این بزرگواران قرار می‌گرفت.بنابراین یک مقام قدرت علمی و پاسخ‌گویی واحتجاجات بود که برخاسته از آن افق بلند معنویآنها به شمار می‌رفت و با همین روح معنویبود که مردم را جذب می‌کردند.جریان مقابلاهل بیت به هردوی این ولایت‌ها و مقام‌هاطمع کردند.اول آن ولایت سیاسی اجتماعی راخواستند غصب کنند که کردند،بعد دیدند اینطور که مشکل حل نمی‌شود،زیرا آنها هنوز درقلب‌ها جا دارند و هنوز مردم به اینها توجه دارند.برای آن هم نقشه کشیدند که اگر نمی‌توانند بهیک‌چنین سطحی دست پیدا کنند حداقل بتوانندرقیبی برای این قدرت علمی و معنوی ایجاد کنند.از همان‌جا،افرادیمثل سفیان ثوری و دیگران پدید آمدند و یک جریان،عرفان کاذبدر فضای تفکر اسلامی به وجود آوردند.از طرف دیگر،اهل بیت باآن جذابیت معنوی‌شان افرادی را فرامی‌خواندند و به سمت خودشانجذب می‌کردند و آنها اصحاب سرّ اهل بیت می‌شدند،رازهای معنویبه آنها سپرده می‌شد و سینه به سینه به آنها منتقلمی‌شد.آن جریان درست معنوی هم سینه به سینهبرای کسانی که صلاحیتش را داشتند و آمادگیدریافت آن را داشتند ارائه می‌شد.اما آن جریانانحرافی معرکه‌گیرانه و با بازارگرمی و ریاکاریبه حیات خود ادامه می‌داد.مصداق بارز آن،سفیانثوری است که آن مواجهه را با امام صادق(ع)داشتکه معروف است.این دو جریان با همدیگر پیشآمدند و تا امروز هم هستند یعنی ما یک عرفانحقیقی داریم که از طریق اهل بیت و در سینهاولیاء اللّه است و به اهلش منتقل می‌شود یکجریان ریاکارانه عرفان هم داریم که زهدفروشیو عبادت‌نمایی و از این‌جور داستان‌ها در آن دیدهمی‌شود.الآن در عرفان‌های جدید یک تفاوتی بهوجود آمده است که اتفاقا آن تصوف سنتی ما هم

30 کیهان فرهنگی , مرداد و شهریور 1390 - شماره های 296 و 297

دارد با این تفاوت کم‌کم همراه می‌شود.آن هم این است که به جایعبادت و ریاضت و زهد و اینها،فقط روی شعارها و یک‌سری اصولاخلاقی دارند تکیه می‌کنند.همه همدیگر را دوست داشته باشند،همه بههم احترام بگذارند،همه ادیان حق‌اند و...می‌شود اینها را فهرست کرد.8-7 محور است که اینها رویش تاکید دارند.طبیعت را دوست داشتهباشیم و احترام به محیط زیست و...این مطلب الآن دارد به وجود می‌آیدو ما می‌بینیم بعضی از این جریانات صوفی سنتی هم دارند آرام‌آرامتغییر هویت می‌دهند.یعنی شما می‌بینید آدم درویش مسلکی با ظاهریکه مثلا ریشی می‌گذاشت و کشکولی و عبایی و...،اینها را گذاشته کنارو سبیل‌ها را هم تراشیده،دارد حرف از پلورالیزم و روح جهانی می‌زندو می‌گوید بیایید همه جهانی شویم و یک دنیای متفاوتی بسازیم وهمدیگر را دوست داشته باشیم و صلح جهانی و از این حرف‌ها...دارندمی‌زنند.این ویژگی این عرفان جدید است،که عمدتا اخلاقی و قابلتحلیل است.این شعارها کارکردهایی دارد برای نظام سرمایه‌داری و درشرایط امروز جهانی قابل بررسی است که چه فایده‌ای دارد.

*یک بحثی که درباره عرفان‌های نوظهور و حقانیتآنها مطرح است رابطه بین تأثیرات غیر مادی مانندانرژی‌درمانی و علاج بیماری‌ها با حقانیت این جریانها است؛که تا چه اندازه می‌تواند این آثار عملی،ملاکحقانیت این جریان‌ها باشد؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:ببینید برای اثرگذاری راههایمختلفی وجود دارد.الآن یک نفر می‌رود ورزش می‌کند تا قوی بشودو وزنه 200 کیلویی بالای سرش ببرد.خب این آیا آدم خوبی است؟آیاپیغمبر است؟آیا قدیس است؟آیا عارف است؟

خیر،هیچ‌کدام از اینها نیست.او وزنه‌برداری رفته و قدرتش راپیدا کرده است.یک نفر دیگر می‌تواند برود علم پیداکند بعد یک دستگاهی بسازد که یک حرکت خارقالعاده‌ای دیگری با آن بکند.آسمان‌ها را می‌تواندرصد کند و جو بالا را بسنجد و بگوید یک هفته دیگرباران می‌آید.خب،آیا این قدیس است؟آیا به او الهامشده؟نه!این یک راهی را رفته به یک نتیجه‌ایرسیده است.یکی می‌آید دیگری را با روش تلقیندرمان می‌کند.آیا این مسیح است؟چنین شخصیبخواهد خودش را تشبیه کند به مسیح(ع)،اشتباهمی‌کند چرا که حضرت مسیح(ع)با تلقین،درماننمی‌کرد.او معجزه می‌کرد یک اتفاقی می‌افتد کهیک کسی کاری می‌کند که ما نمی‌فهمیم چه کارکرد،دلیل برحقانیت نیست.معیارهای انسان کامل،معنویت و رشدیافتگی است و از دیدگاه قرآن وروایات مشخص است و قابل دفاع هم هست.اگرکسی به آن معیارها نزدیک شود این حق است حالاحتی اگر هیچ کار خارق العاده‌ای هم انجام ندهد.شما مگر از برخی اولیای خدا،کار خارق العاده‌ایشنیده‌اید؟مهم این است که شما اوصافی از او شنیده اید که فهمیدید او انسان کاملی است.خصلت‌ها و ویژگی‌هایی از اونقل شده است که هرکس این ویژگی را داشته باشد،آدم متعالی و فوقالعاده‌ای است.

کیهان فرهنگی:یک سری قوای غیر طبیعی مربوط بهقوت‌نفس وجود دارد و فرق نمی‌کند طرف مسلمانباشد،مسیحی باشد،هندی باشد یا...یعنی یک انسانبا ریاضت به نوعی قدرت فوق العاده در نفس خود دستمی‌یابد.این امور را چگونه می‌توان توجیه کرد؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:خیلی از اینها کاملا طبیعی است.بسیاری از امور برای ما ناشناخته مانده است تا الآن.حالا یکی به آنرسیده است.یا عده‌ای به آن رسیده‌اند و دارند از آن استفاده می‌کنند،بعضی‌هایش ممکن است مشهود باشد.از همین نیروهای طبیعیخیلی‌هایشان دارند استفاده می‌کنند.یعنی طرف دارد می‌آید انرژیمنتقل می‌کند.خب این کار کاملا طبیعی است.

خیلی‌هایشان اصلا قوای نفسانی قوی هم ندارند.ممکن استبعضی‌هایشان هم یک همچنین شکلی باشند اما اکثرا در چارچوبقواعد طبیعی‌اند.

کیهان فرهنگی:حالا اگر قوه نفسانی بعضی از اینها قویباشد آیا این دلیل برحقانیت نمی‌تواند باشد؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:بله.ما الآن داریم آدم‌ها رامی‌بینیم اینها اصلا خیلی‌هایشان اهل قوای نفسانی نیستند،یعنی کاملادارند از نیروهای طبیعی استفاده می‌کنند.و گاهی اوقات هم از نیروهایشیطانی استفاده می‌شود.مثل همین عرفان حلقه،اینها کلا در این فازند.یعنی اهل این‌که بخواهند از قوای نفسانی استفاده کنند،نیستند.

کیهان فرهنگی:به طور کلی آیا می‌توان از این جریاناتتقسیم‌بندی و سنخ‌شناسی مشخصیارائه کرد و این‌که برای این جریانات چهشاخصه‌های مشترکی می‌توان متصور بود ومهمترین جریان مربوط به آن در ایران چیست؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:ارتباط اینها باهم یک مقدار محتوایی است.محتواها خیلی دارد بههم شبیه می‌شود.این موارد و تشابه بسیاری از آنهادر«کابالای»مدرن است.عرفان یهود یک دورهکلاسیک داشت با یک اصولی،یک بخش از آناصول،الآن تغییر کرده است و این کابالای جدیدراه افتاده است و مبانی جدیدی مطرح کرده کهکابالا کاملا فضایش عوض شده است.این فضایجدیدی که در عرفان یهود به وجود آمده است الآنعملا در بسیاری از عرفان‌های نوظهور قابل مشاهدهاست؛چه داخلی‌هایش،چه خارجی‌هایش.یعنی شمااین شاخصه‌های مشترک را در همه این عرفانها از جنس گروه راهم ا...و پیمان فتاحی تا افکارپائولوکوئیلو و اشو می‌بینید.

همه اینها مشترکاتی را باهم دارند.این قابلتوجه است.بعضا می‌بینیم شکل کار تشکیلاتی اینها&%29608FYKG296G%

31 کیهان فرهنگی , مرداد و شهریور 1390 - شماره های 296 و 29732 کیهان فرهنگی , مرداد و شهریور 1390 - شماره های 296 و 297

اعتماد به وجود می‌آورد،ممکن است یک نفر بررسی و تحقیق همنکند ولی می‌گوید خب من که آقای منصوری لاریجانی را همیشه درتلویزیون می‌بینم.آقای طاهری هم که گاهی اوقات می‌آید و صحبتشرا می‌کند،در روزنامه‌های مختلف هم می‌بینیم مطالبی از او می‌نویسند،حتما این آدم راستگو و آدم خوبی است و دارد حرف حساب می‌زند.دررادیو هم،گاهی صدایش را می‌شنوند و اینها خودش تأثیر خیلی زیادیروی مخاطبان گذاشته است.

کیهان فرهنگی:رابطه عرفان با شریعت و مناسکشرعی که هم در عرفان سنتی مورد بحث قرار می‌گیردو هم معنویت‌های جدید،این بحث را چگونه تحلیلمی‌فرمایید؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:یک دروغ بزرگی که در دنیایتصوف اتفاق افتاده است و الآن عرفان‌های جدید این دروغ بزرگ راتکرار می‌کنند این مطلب است که«دنیای عرفان،ماورای دنیای تکلیفاست»کسی که به عرفان برسد تکالیف شریعت از او ساقط می‌شود و...این بزرگترین دروغی است که در عرفان‌های کاذب گفته شده است.من فکر نمی‌کنم از این بزرگتر خطا و دروغی وجود داشته باشد.چرا کهفضای عرفان واقعی فضای تکلیف است.به بیان دیگر،کسی که واردفضای عرفانی می‌شود آن معرفت اصیل توحیدی را درباره خدا تجربهمی‌کند و در واقع وارد فضای تکلیف می‌شود.اصلا همه زندگی‌اشمی‌شود تکلیفی که نسبت به معبودش دارد.چنین شخصی اصلا حاضرنیست کاری غیر از آن تکالیفش انجام دهد.چنین افرادی حتی آب همکه می‌خورند یک جوری به رضای خدا ربطش می‌دهند.نمی‌توانند برایغیر خدا عمل کنندو کاری انجام دهند.بنابراین،فضای عرفان،فضایتکلیف است،تجربه عشق ورود به عالم وظیفه و تکلیف شرعی است.لذا،شما می‌بینید افراد وقتی سیر و سلوک می‌کنند،هرچه می‌روند جلوتر،تقیدشان به انجام مستحباتو ترک محرمات بیشتر و بیشتر می‌شود.به حرکاتو اذکار و به ساعات اعمال،دقیق می‌شوند و کار بهجایی می‌رسد که در قله عرفان که رسول اکرم(ص)است می‌بینید اساسا دایره واجبات و تکالیف شرعیایشان بزرگ‌تر از دایره واجبات ماست.مصداق بارزآن در نماز شب است.نماز شب برهیچ مسلمانیواجب نیست غیر از رسول اللّه(ص).به خاطر اینکه،او عشقی را تجربه کرده است و به افقی ازمعرفت دست پیدا کرده است که آن جا 17 رکعتنماز،او را آرام نمی‌کند.او باید 11 رکعت هم بیشتربخواند و همان واجبش هم باید بیشتر شود.لذا،دنیای عرفان دنیای تکلیف است؛یعنی کسی کهواقعا مقامات عرفانی را چشیده باشد و در آنها قدمگذاشته باشد و این عشق به کام دلش ریخته شدهباشد متوجه می‌شود که وظیفه و عشق و عرفان بههم گره خورده،و از یکدیگر تفکیک‌ناپذیرند.

کیهان فرهنگی:در این بحثی که فرمودید چقدر ادبیات عرفانی ما دخیل بوده است؟مثلاما ادبیات عرفانی بزرگانی مثل عطار،مولوی و...را داریمکه رگه‌های زیادی از این نگاه در آنها دیده می‌شود،اینها چقدر دخیل‌اند در این امر و این‌که چرا در حالحاضر هم که ما حرف از مباحث عرفان می‌زنیم باز هممستند می‌کنیم به یک چنین پشتوانه‌هایی؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:یک نکته‌ای وجود دارد و آن هماین‌که فضای شعر،فضای تخیل،فضای تشبیه و استعاره و اغراق و استفادهاز متضادها و اینهاست.که نمی‌تواند مبنای فکری ما باشد.ببینید ادبیاتشاعران،ادبیات استعاره‌ای است.که من قسم خوردم ترک«می»کنم دیگرولی قسمم را خواهم شکست.که اینها با معنای ظاهری‌اش متفاوت است.البته،اشکالات زیادی هم ممکن است در آنها وجود داشته باشد و اینها نبایدمبنای فکری در معرفت قرار گیرد.

کیهان فرهنگی:بحث مهدویت یا عام‌تر،منجی درعرفان‌های نوظهور غیر اسلامی هم مطرح است.اینمهدویت چه جایگاهی دارد در اینها.دلیل استفاده از آنچیست؟آیا استفاده ابزاری از آنها شده است؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:یکی از مسایلی که در اینجاوجود دارد این است که همیشه افراد در شرایط بسیار سخت به سمتعرفان می‌روند همانطور که در شرایط بسیار سخت به سمت منجیمی‌روند.و در جست‌وجوی نجات‌دهنده هستند.لذا همیشه این دوتا به هم پیوند خورده‌اند.ما این را بخصوص در تاریخ عرفان یهودمی‌بینیم.یعنی عرفان یهود نقاط اوجش دوران‌هایی است که بنیاسراییل و یهودیان در شرایط سختی قرار گرفته‌اند؛یعنی در قرن 16 ودر دوره‌های دیگر همان موقع‌ها بوده که عرفانشان اوج گرفته است.الآن هم در جامعه ما و در دنیا هم همین اتفاق داردمی‌افتد.بحران‌های اخلاقی،اجتماعی،محیط زیستی،انواع و اقسام فشارهای روانی و اجتماعی که الآن داردبرای مردم به وجود می‌آید.حتی شدت بیماری‌ها و...اینها باعث شده است که مردم به یک اضطرار نزدیکشوند،یک رنجی را دارند احساس می‌کنند که آرزویاین را دارند که یک منجی از راه برسد و آنها را از رنجنجات داده و خارج کند.

لذا در این شرایط است که متوجه مسایل معنویمی‌شوند.همین رنج و همین فضای غیر قابل تحملیکه در آن هستند باعث می‌شود که به منجی فکرکنند.من می‌خواهم بگویم که روی‌آوری به منجیو انتظار منجی و از آن طرف رفتن به سمت معنویتو عرفان خیلی باهم گره خورده‌اند.الآن در دنیا مامی‌بینیم عمده مدعیانی که وجود دارند یا می‌گویندما مسیح هستیم که آمده‌ایم دنیا را نجات دهیم یامی‌گویند ما بودا هستیم که آمده‌ایم دنیا را نجاتدهیم،یا می‌گویند من امام زمان هستم که آمده‌امدنیا را نجات دهم و همه همینطورند.شما اگر بروید

33 کیهان فرهنگی , مرداد و شهریور 1390 - شماره های 296 و 297

به کشورهای چین و هند و کشورهای شرق آسیا و جنوب شرقی،مابوداهای بسیاری در آنجا داریم.الآن لی هنگجی می‌گوید من بوداهستم و آمده‌ام دنیا را نجات دهم.چنان‌که اوشو هم می‌گفت من بوداهستم و دیگران هم می‌گویند ما بوداییم،آمده‌ایم دنیا را نجات دهیم.خیلی این موضوع تکرار می‌شود.در کشورهای غربی،کلی مسیح داریم.این‌جا هم،که کلی امام زمان داریم.بنابراین،این دو مقوله را نمی‌تواناز هم جدا کرد.

کیهان فرهنگی:نگاههای آخر الزمانی را چگونه و برکدام مبانی می‌توان تقسیم‌بندی کرد؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:اگر بخواهیم عرفان‌ها را از زاویهدید رویکرد منجی‌گرایانه تقسیم‌بندی کنیم من تا حالا تأملی نداشته‌اماما با نگاه گذرا می‌توان گفت افرادی را داریم که کلا در چارچوب دیندارند دعوت را انجام می‌دهند و تغییراتی را در دین به وجود می‌آورند.نماز را عوض می‌کنند،می‌گویند دیگر نمی‌خواهد شما روزه بگیرید،شبقدر مثلا شب دهم محرم است،اصلا همه چیز را دارند زیر و رو می‌کنند.این عده دارند در چارچوب دین حرکت می‌کنند و فقط یک ادعاهاییدارند.بعضی‌ها هم هستند که اصلا ادعا را خودش مطرح نمی‌کند یکجوری حرف می‌زند که ادعا را طرف مقابل اگر عاقل است می‌فهمد کهمثلا این فرد امام زمان است.مثلا آقای علی یعقوبی می‌گوید عالم 8طبقه است دیگر اولیاء اللّه تا طبقه دوم-سوم بیشتر نرفته‌اند و من همهرچه می‌بینم می‌گویم و بلافاصله شروع می‌کند از طبقه هشتم صحبتکردن.بعد می‌گوید آن جا هم فقط امام زمان و اهل بیت هستند و منهم هرچه می‌بینم دارم می‌گویم و از طبقه هفتم-هشتم توصیف ارائهمی‌دهد.خب اگر طرف عاقل باشد می‌گوید این نایب برحق امام زماناست و خلاصه یک چیزی هست.بعضی هم اصلا ادعا نمی‌کنند یعنیباز یک دسته‌بندی دیگر می‌شود.بعضی‌ها خودشان ادعا نمی‌کنند فضاو گفتارشان به صورتی است که قرائنی به دست مخاطب می‌دهد کهآنها حدس بزنند این آقا یا خانم،امام زمان است.بعضی‌ها هستند کهکاملا در چارچوب دین‌اند،این یک دسته‌بندی دیگر است.برخی همشروع می‌کنند به تغییر و تحول در دین ایجاد کردن.یعنی امام زمانبا اختیارات حداکثری،بعضی‌ها محدودتر است اختیاراتشان.حالا یکدسته‌بندی سیاسی و فرهنگی هم می‌تواند مطرح باشد.

کیهان فرهنگی:آیا می‌توان جریانات تبشیری مسیحیترا در معنویت‌های نوظهور دسته‌بندی کرد و این‌که اینجریان‌ها در حال حاضر در چه جایگاه و موقعیتی قراردارند؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:بله بسیاری از این تحرکاتجدید مسیحی حرکت‌های جدید معنویت‌گرایانه هستند.به نظر می‌رسدحتی به آن اصول مسیحیت سنتی هم پایبند نیستند.حالا این پایبندنبودنشان گاهی خوب است مثل فرقه شاهدان یهوه که مثلا مسیح راخدا نمی‌داند.

ولی خب بعضی وقتها این پایبند نبودنشان هم خوب نیست.مثلااین فرقه فرزندان خدا،رابطه جنسی را حتی در فضای خانوادگی ومحارم توصیه می‌کنند این فرقه ابتدا اسمشان لشگریان خدا بود،سپس اسمشان را گذاشتند فرزندان خدا.خب،این هم عدم پایبندی به آنتوصیه‌ها و آن اصول مسیحیت سنتی است.

لذا اینها واقعا جنبش‌های جدیدی هستند که دارند غیر مسیحیان راهمانطور که مسیحیان را مخاطب قرار می‌دهند مخاطب خودشان تصورمی‌کنند و آنها را هم دعوت می‌کنند.

گاهی اوقات هم اصرار ندارند کسی مسیحی شود.می‌گویند همینتعالیم را بیایید شما عمل کنید.مثل این‌که بگویند تو بودایی نشو ولیبیا بنشین،مدیتیشن کن.به این چهار حقیقت بودایی هم،اعتقاد داشتهباش.می‌خواهی هم اعتقاد نداشته باش ولی اینها وجود دارد،برایشما توضیح می‌دهند.شما قبول می‌کنی این 4 تا هست.جهان‌بینیات را بودایی می‌کنند،اعمالت را هم بودایی می‌کنند،بعد می‌گویندتو مسلمانی،هردینی می‌خواهی داشته باش.این معنویت‌های غیرایدئولوژیک وجود دارد.البته،این می‌تواند راه ورودی برای افراد به یکدین باشد که اول غیر ایدئولوژیک دین را می‌پذیرد،بعد ایدئولوژیک همبه طور کامل می‌پذیرد و می‌گوید من بودایی یا مسیحی‌ام.

الآن در ترکیه هم مسلمانان یک دوره‌ای را برگزار می‌کنند با عنوانمسلمان یک‌ماهه.البته یک هفته،10 روز بیشتر نیست ولی عملا کسیکه مسلمان نیست می‌آید نماز می‌خواند،روزه می‌گیرد،مسجد می‌رودو...و همه این کارها را انجام می‌دهد و سعی می‌کند حس مسلمانی راتجربه کند.

کیهان فرهنگی:قدرت و گستردگی نفوذ مسیحیت درداخل کشور چقدر است؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:در داخل کشور در حال حاضرخیلی فعالیت دارند.بخصوص در استان‌های شمالی،خیلی زیادتر ازجاهای دیگر دارند فعالیت می‌کنند.

کیهان فرهنگی:چند فرقه از آنها در ایران مطرح استو بیشتر فعالیت دارند؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:فرقه‌هایشان خیلی زیاد است.آنهایی که الآن مطرح هستند به سبک کلیسای خانگی دارند خیلیفعالیت می‌کنند.یک فرقه‌شان در استان گیلان است که می‌دانم که زیادفعالیت می‌کنند.فرقه«شاهدان یهود»که عملا در تهران در خانه‌ها رامی‌زنند،جلوی جوانان را می‌گیرند با آنها صحبت می‌کنند.انجیل به آنهاهدیه می‌دهند.اینها فعالیت‌شان زیاد است.

کیهان فرهنگی:آیا این فرقه مسیحی با جریاناتکابالیستی ارتباط دارند؟

حجت الاسلام مظاهری سیف:ببینید این ارتباط شاخصمشترک در همه اینهاست.حال اگر بخواهیم این بحث را باز کنیمطولانی می‌شود ولی این جنبش‌های مسیحی و این جنبش‌هایی کهدر فضای اسلام دارد اتفاق می‌افتد،حتی تحرکات بودایی‌ها و هندوهاهمه با رویکرد عرفانی و معنوی عمدتا تحت تأثیر آموزه‌های کابالاستو قابل توضیح هم هست هم از لحاظ محتوایی و هم از جهت کارکردی.

کیهان فرهنگی:با تشکر از این‌که وقتتان را در اختیارما گذاشتید.

حجت الاسلام مظاهری سیف:من هم متشکرم موفق باشید.

آدرس اینترنتی